|
/کابل7813 موقت/
A. افقانص تان · حس افغانستان دوستی چندانی ندارم حس ندارم حس می کنم کاغذ دیوار دو رنگه به هوای بابای ملت شدم که نصفم را پاره کردند دیشب کنار من خانمی ایستاده ویک کوه همیشه آرزو می گویم کاش کوه ها زنده به گور می گویم لا اقل چون هویت باد آورده ی گیاهان خود رو و نماد استقامت همین قول خودم می گویم که برف روی زمین آب می کارد آب - گیاه گیاه - اقتصاد اقتصاد- نان نان یعنی زندگی نان ن ن ن ن · من نا خود اگاه عضو این سیاسی ام من ناخود آگاه تذکره ام بدل است کاش موهایم فرفری بود به آنها که دست خویش خدا تر ساختند کوه به کوه نمی رسد و آدم به آدم . · کمی ترانه لال لال لال لالا .. گفتم چی حس می کنم ؟ کاغذ دیواری خانم کنار من ؟ نه نَچــ دیگر فکر می کنم بابا آب داد ظلم و داد بی داد · بگویم " ت " نه مثل قیچی و " ر " یعنی لعنت به روس "ج" یعنی شهبد ج ؟ کسی نگاه می کند به من چند لحظه ی صوتی بعد تر می گویم و این یعنی کافی است افقانصتان برادر به من . · روزانه چه قدر جمهوری اسلامی می خورم خسته می شوم و چقدر ماد ه ی اول و دوم و سوم و مربع و دایره و نا رنجی تلوزیون داخلی و میزگرد ها دایره قورت می دهم می خوابم و من یک سطل آشغالم که معده ام پر شده از روز نامه های کاهی و جریانم بی من می گذرد از/ 455ببلب – موقت /من دقیقن کونم عادت کرده به چوکی های پارک فکر می کنم بی من چه گونه پولدار می شوم جنگ افزار ها نهایتن به خانه ام می رسند من هم رفتم ... · می گویم من گاهی که خنده ام می افتد ستاره ها از من اکس نه عکس می گیرند ! هی ! رئیس جمهور و برادراننش به خدا به خدا اگر جهنم نرفتید باشه باز ببند در خاورمیانه ی نو جای درخت و چای با شعاری نو تر از این عوض بله نابود می شود / 455ببلب – موقت / · و دود و بارود و کبود انجمن های یهود با کنش مشابه من و ایران و سودان و لبنان و فلسطین و یک هولوکاست مفصل یا چیزهایی از این قبیل برای معلومات بیشتر به آخرین انجیل فکر کنید ... و کمی هم هی جهان ! یادتان رفت از حجت ؟ ببین اگر نمردید بد بخت · حس این جا دوستی ندارم چون میروم نسف یا نصف دیگر مرا تو پاره کردی من بی نماد فریاد می زنم ای منافقین ! چرا کسی که می تواند نامش نگار – ببخشید - نگاه باشد را می کنید ؟ ؟ به گورتان مثل اجداد ملت خاک و خاک آخش راحت شدم · چرا به من زل زدی ؟ چرا کسی به شانه ی من دست می زند چرا من سرم درد می کند و پایم می گوید خوش به حال نوزاد اگر می می رد چرا حس میکنم ناقصم و چرا مو هایم فرفری نیست ؟ چرا من نمی توانم ... چرا کسی با من یکشبه عروسی نمی کند ؟ Really bad time When I see there is tree looking at me for help It needs me Sorrrrrry ? Oh sir president white Any green drinking ? نوشتم جناب رئیس جمهور! نوشیدنی سبز مایلی ؟ درخت می خوری ؟ · لعنت به حزب و روشنگری اگر نمیدانم حواس ام جمع است یا نه ؟ من عضو کلیدی ام من یک سی ملیونم ههممم ممم همممم ... کی آقای نویسنده کی ؟ تو یک سی ملیونم کی هستی ؟ به بوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید ... جنبش امام خمینی اگر ادامه داشت و اصالت ووووجود و می شد در جشنواره ی جهان شناسی گفت من یک خانه می خواهم به خاطر اشک مادر احتیاط کن !! !! !!! یاسر محسنی 1/1/...
نوشتن بعدی : افغانستان - جامعه یا اجتماع ؟ |+ نویسنده یاسر محسنی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 13:50 |
|

