تبليغاتX
،
 4 گفتن در عاشورا

 

 

به نام عزيزم

 

چند چيز مساله در مکتب عاشورا چشمگير است :

 

يک :   چه چيز سبب شد تا دقيقن بعد از 6 دهه از بعثت رسول اکرم (صل الله عليه  و اله و صحبه و سلم) کار به جايي بکشد که کساني در مقابل نوه ي پيامبرشان براي جنگ قد علم کنند که اکثرشان بار ها از زبان محمد رسول الله شنيده بودند که حسين مي و انا من حسين .- يعني زمينه هاي اجتماعي و سياسي و آگاهي عامه ي اجتماع و ايمان مردم چگونه فراهم شد ؟ و حتا اينکه حافظه ي جامعه را چه شد که به زود فراموشي گرفت ؟ واقعن اين علل چي از کجا نشات مي گرفت ؟

 من در پايين برداشت هايي که در جريان نويسندگي ويژه برنامه ي حماسه ي عشق داشتم را مياورم !

 

  • نكته جالب توجه در وصيت معاويه اين است كه وي دقيقا بر خصوصيات جامعه شناسي و اجتماعي اهالي سرزمين هاي اسلامي دقت داشته است و او در اين وصيت به يزيد درباره مردم حجاز و عراق و شام سفارش كرد. (تاريخ فخري، ص 153)

در متن وصيت او چنين آمده است:

مردم حجاز را منظور دار كه اصل تواند، هر كس از آنها نزد تو آمد، گرامي دار و هر كس هم غايب باشد، احوال پرسي كن، اهل عراق را منظور نما و اگر خواهند روزي حاكمي از آنها عزل كني، دريغ مكن. عزل يك حاكم آسانتر از برابري با صدهزار شمشير كشيده است. اهل شام را منظور دار كه اطرافيان و ذخيره تواند،اگر از دشمني در هراس افتي از آنها ياري جو چون به مراد رسيدي آنها را به وطن برگردان زيرا كه اگر در بلاد ديگر بمانند اخلاقشان برگردد. (در كربلا چه گذشت، ترجمه نفسل المهموم، ص 87)

 

  • اوضاع و احوال سياسي جامعه مسلمين، بعد از رحلت پيامبر (ص) دگرگون شد. گردش برخي از گروه هاي قبيله اي كه صرفا مبتني بر جنبه هاي احساسي و عاطفي نسبت به شعارهاي اخلاقي اسلام بود و از تعمق و آگاهي مكتبي بهره كمتري داشت، در زمان جانشينان پيامبر دستخوش تزلزل شد. به همين خاطر با عنايت به اينكه ويژگي هاي دوره جاهلي و عصبيت هاي مناسبت هاي اجتماعي آن هنوز هم براي قبايل عرب جذابيت داشت طبيعي بود كه در مواجهه با مسايل روزمره كه به حد امكان، منافع مادي و اقتصادي آنان را تامين يا تضعيف مي كرد، برخورد متفاوت داشته باشند.

 

  • نوع تعامل قبايل عرب با بسياري از حاكميتها در دوره مورد نظر، بيانگر همين نگاه متفاوت است؛ به خصوص حوادث دوران امامت و خلافت امام علي(ع)، صلح امام حسن(ع) و قيام امام حسين(ع) از همين منظر قابل بررسي است برخي با توجه به گسترش امكانات اقتصادي جامعه اسلامي، نگاهي عافيت طلبانه به زندگي دارند و در مقابل اتفاقاتي كه از نگاه آنان بر هم زدن آرامش جامعه اسلامي تلقي مي شود، شديدا واكنش نشان مي دهند. گروهي ديگر تزاحم و تداخل منافع گروه هاي سياسي را مضر و مخل حيات اجتماعي جامعه اسلامي تشخيص داده و به جاي اينكه از حق پيروي كنند و متجاوز به حقوق را بر سر جاي خود بنشانند، گوشه عزلتي اختيار كرده و بر حال و روز مسلمين تاسف مي خورند.

 

  • در اين دوران وضعيت خاصي بر جامعه اسلامي حكفرما بود. به خصوص مناطقي كه تحت سيطره معاويه بودند، در زمان مورد نظر بسياري از صحابه پيامبر(ص) كه مرجع دينداران و مسلمين بودند، در سنين بالاي عمر روزگار مي گذراندند. بسياري از اين افراد بنا به مقتضيات جسمي خود سعي مي كردند در برخورد با قضايا و مسايل سياسي سكوت اختيار كنند؛ اما نسل بعدي كه طبقه ميانسال يا جوان جامعه اسلامي را تشكيل مي داد، تا حدود زيادي از جو سياسي دوران پيامبر و خلفاي راشدين به دور بود. اين افراد منفك از عصر رسالت در شرايطي زندگي مي كردند كه خليفه اي چون معاويه سكان اداره جامعه اسلامي را به دست گرفته بود و دست اندركاران اجرايي او، اشخاصي نظير مغيره بن شعبه، زياد بن ابيه و مروان بن حكم بودند.

 

  • برخي ديگر از مسلمين كه در زمان عمر و ابوبكر به واسطه فتوحات خارجي اعراب به مال و منالي دست يازيده و در سايه بهره گيري از مقرري ها و عطايا به ثروت و مكنتي رسيدند، ترجيح مي دادند وضعيت موجود حفظ شود. خلافت اموي نيز تا زماني كه مخالفت جدي از سوي طيف ياد شده صورت نمي گرفت، با آنان كاري نداشت. بنابراين اشراف و ثروتمندان عافيت طلبي را اختيار كردند و براي اينكه مسلمانان را به حفظ وضع موجود ترغيب و تشويق كنند، مستمسك شرعي براي خود دست و پا كردند و به معترضان مي گفتند بايد با جامعه اسلامي و هيات حاكمه يار و همراه بود و تا حد ممكن از اختلاف و تفرقه پرهيز كرد، تا دين و دنياي مسلمين حفظ شود.

 

  • معاويه به بني هاشم هميشه به ديد يك رقيب سياسي مي نگريست و نسبت به آنان شدت عمل نشان مي داد. بنابراين طبيعي بود كه برخي از شيعيان و دوستداران علي (ع) كه نيات خالصانه داشتند، اين همه ظلم و ستم و بي مروتي را برنتابد و اعتراض خويش را نسبت به حاكمان خود اعلام دارند؛ از جمله اين افراد حجر بن عدي كندي و عمرو بن حمق خزاعي بودند.( طبري،ج 7،ص 2822و2831 )

جنبش حجر بن عدي را بايد جدي ترين حركت شيعه بعد از صلح امام حسن تا قيام امام حسين دانست. اين حركت حيان باعث دغدغه خاطر و نگراني امويان شد كه تمام امكانات را براي سركوب او بسيج كردند و حتي براي توجيه قتل وي، بزرگان كوفه را به گواهي طلبيدند و او را، عنصري خارجي معرفي كردند.

 

 ... امام حسين(ع) در چنين شرايطي، قيام خود را آغاز كرد. او تنها مي توانست به شعيان كوفه و بصره تكيه كند؛ آنان نيز به جهت مسايل عديده گرچه در گام هاي اوليه شروع نهضت با حمايت از خاندان اهل بيت را تسرّي دادند، اما به جهت بروز مسايل متعدد، توان ادامه و از قوه به فعل در آوردن هيجانات اوليه را نداشتند

 

دو :   مدعاي او حکومت بودي اگر  /   خود نکردي با چنين سامان سفر

عده اي که مي گويند امام براي طلب حکومت و کشور داري قيام کرد ؛ چنانچه هر عاقلي خوب انديشه کند لمس مي کد که انسان با 112 نفر در مقابل لشگر28000 نفري دشمن براي جنگ اعلام آمادگي نمي کند و بدون هيچ گونه اعمال سياست و ديپلوماسي جنگ چنين برهنه وارد صحنه نمي شود و نميگويد مرگ بهتر از ننگ است !

 

سه :  امام حسين شکست نخورد بلکه ايشان پيروز شدند ، ايشان به هدفي که مي خواستند رسيدند و ان بنيان فکني دسيسه ي يزيديان براي برانداري نظام اسلامي با ترويج مسيحيت در جامعه ي اسلامي و گرفتن مشاوران مسيحي و رومي تعميم فساد شخصي به فساد عمومي – تخدير حافظه ي اجتماع – بازي با انديشه ي روشنفکران و نخبه هاي مردمي نهادينه کردن تئوري توهم در مسايل وحياني به يک کلمه سکولاريزه کردن جامعه ي مسلمان عربي به شيوه ي بني اميه به سرکردگي شيطنت هاي معاويه .

 

چار : زينب دختر علي عليه السلام با توجه به رشادتي که در عاشورا داشت به صورت زير مي توان به بررسي گرفت :

  1. الگوي کامل کرامت انساني و حياي زن
  2. الگوي مشارکت اجتماعي
  3. الگوي مشارکت سياسي
  4. الگوي پيروي از امام عصر خويش
  5. الگوي کامل آگاهي اجتماعي

باشد براي کساني که مکتب اسلام را براي "زن " مکتبي پسمان مي دانند !

 

  • دوست دارم به ابعاد عزاداری عاشورايی نيز اشاره ی موضوعی  داشته باشم :

 

1- شناخت و پیشینه

 

2- بررسی از ابعاد

مذهبی

  • زنده داشت اندیشه های مذهبی

ایدولوژی

·         مساله ی انسان سازی

فرهنگی

  • انتقال فرهنگ شیعی به نسل ها

اجتماعی

  • استحکام روابط اجتماعی

سیاسی

  • یاداور شدن حکومت های باطل و شیوه های آن

 

 

4- مسایل قابل بحث در تعزیه مانند

  • شیوه
  • ادبیات
  • تحریف
  • سیالیت فکر اسلامی
  • هدفمندی  و تقویت تعزیه

 

5- پیشینه فرهنگی و اجتماعی آن در افغانستان

  • طرح مساله
  • کاستی ها
  • راهکارها -  تقویت و تغذیه ی تعزیه افغانی

 

 

 

 

 

ياسر محسنی

کابل- 11محرم86

 

 

 

|+ نویسنده یاسر محسنی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 17:38