تبليغاتX
،
 شور دینی - توهم روشنفکری

 

 

·         قانون مطبوعات  به تاسي از حکم ماده سي و چهارم قانون اساسي ورعايت ماده نزدهم ميثاق بين المللي حقوق بشر، به منظور تامين حق آزادي فکر و بيان و تنظيم فعاليت رسانه هاي همگاني در کشور وضع گرديده است

·         کمک بمنظور رشد سالم رسانه هاي همگاني به نحوي که بتواند وسيله موثر نشر ثقافت در کشور گرديده، آراء عامه را طور صادقانه و سودمند به جامعه منعکس نمايد

·         هر شخص حق آزادي فکر و بيان را دارد . طلب، حصول ، انتقال معلومات و نظريات بدون مداخله و محدوديت از طرف مسوولين دولتي شامل اين حق بوده و در برگيرنده آزادي بيان و وسايل پخش ، توزيع و دريافت معلومات نيز مي باشد.
(2) دولت، آزادي رسانه هاي همگاني را حمايت و تقويه مينمايد . هيچ شخص حقيقي يا حکمي بشمول دولت و ادارات دولتي نمي تواند فعاليت رسانه هاي خبري و يا معلوماتي را منع، تحريم ، سانسور يا محدود نموده و يا طور ديگري در امور نشر رسانه هاي همگاني و معلوماتي مداخله کند. کميسيون بررسي مندرج ماده (42) اين قانون از اين حکم مستثني ميباشد.

·         ژورناليستان در اجراي فعاليت هاي مسلکي شان بشمول نشر راپورها و نظريات انتقادي مورد حمايت قانوني قرار ميگيرند.
(2) ژورناليستان حق دارند از افشاي مراجع کاري شان خودداري نمايند ، مگر اينکه محکمه ذيصلاح در مورد افشاي آن حکم نموده باشد.

 

نوشته هاي بالا مطالبي بودند که نظر مرا در جريان مطالعه ي قانون مطبوعات جلب کردند . حقيقتن مساله ي کامبخش نه اينکه سبب شد من بنويسم نه ! بلکه مرا برآن داشت تا رسوبي از رويدادهايي اين شکلي را که ذهنم شکل گرفته را نوشته کنم .

اجازه دهيد من با شيوه ي ديگه رقمي موضوع را به نقد بگيرم و اول کليد واژه ها را مي گويم بعد رويشان حرف مي زنيم  :

 

·         قانون مطبوعات

·         حقوق بشر

·         آزادي

·         فکر

·         رسانه

·         معلومات

·         دولت

·         منع – تحريم – سانسور

·         محکمه

·         جامعه ي مدني

·         جامعه ي ديني- مدني

·         ...

مشکلاتي که امروزه پيش مي آيد را به دلايل زير ميتوان خلاصه کرد :

1.       عدم تعريف کامل مفاهيم بالا

2.       عدم تبيين مفاهيم بالا

3.       برداشت هاي عوام و قرائت هاي خواص به صورت  متکثر ازآنها

4.       عدم فراگير و جامع بودن قوانين و گاهن ضد و نقيض

5.       توقع بي اساس عده اي براي شکل گيري جامعه اي ايده ال با محتواي قانون اساسي محکم و جامع در حال حاضر

6.       غرور ديني به جاي شعور ديني  در جامعه ي کودک افغاني !

7.       جايگاه  و ساختار کاملن ضعيف روشنفکري در افغانستان  

8.       غرور قرين به توهم  روشنفکران افغاني مانند دينداران و اسلام گرايان

9.       ضعف سواد و مسئوليت پذيري نهادهاي مجريه

10.    توقع و سرمايه گذاري جامعه ي جهاني از کيفيت شکل گيري و ساختار يابي ظاهر و باطن جامعه ي افغاني !

11.    عدم تجمع نخبه هاي افغان و تاسيس دستگاه محکم  نقد شرايط در زمينه هاي کارساز

12.    وجود روحيه ي جبهه و جنگ و خشونت و تکتازي و يکه روي  و ... در بافت ديني افغاني

 

راهکارهايي که به نظر من مي رسد :

 

·         صعود تصاعدي آگاهي و فرهنگ مردم

·         افزايش مختصصين در رشته هاي کارساز

·         تکميل و تبيين قوانين

·         پرورش دستگاه فکري افغاني

·         پرورش نهاد آموزش و پروش افغاني به عنوان زيربنايي ترين نهادهاي جامعه

·         داشتن چشم اندازي نسبتن مشخص از پيشنه ي نزديک  و آينده ي افغانستان
تاسيس گام به گام نظام اقتصادي خود کفا و پويا

·         مهار گذارهاي فرهنگي و فکري کليدي توسط اطلاع رساني به مردم و برنامه ريزي قوي

·         تعريف سياست افغاني و مشخص کردن جهت !

 


( این هم یک کار) ! 

 

سياها هنرکده ای است در کابل

داستانی است در تاريخ

و

برای کسانی که دوست دارند زنده بمانند

عبرت است !

 ۱۳۸۶-۱۱-۱ / کابل

  

|+ نویسنده یاسر محسنی در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 14:58