|
مباحث روشنفکری دینی
به نام پروردگار محمد صل الله علیه و اله و اصحابه و سلم من هم به عنوان شهروند مسلمان کارای غیر انسانی را که در ساحت مقدس پیامبر اکرم صل الله علیه و اله سلم در این اواخر به عمد صورت گرفته ، را محکوم می کنم . خداوند متعال کفار رو سیاه را رو سیاه تر کند که می خواهند با با این اعمال پرده بر حقانیت و روحانیت اسلام بیندازند که کور خواندند ... کم مانده که مرزهای اسلام بنا به نوید های دین مبین مان و نخبه های جهان تا اواسط اروپا و همه ی آفریقا فرا رود . تا سال 2045 میلادی . و زمینه های آن را امروزه دقیقن میبینیم که چگونه فراهم شده و می شود . و یرث الارض عبادی الصالحون / همانا زمین را بندگاه صالح من به ارث خواهند برد این وعده ی الهی تحقق خواهد پیوست . اما مباحث روشنفکری دینی که وعده داده بودم : رنسانس ناخوادآگاه غرب ، روشنفکری خود آگاه را به بار آورد ؛ که این پدیده چندی است که در امت های شرقی جای پا واز کرده ! به خصوص در تمدن های اسلامی مصر و ایران . اساسات روشنفکری عبارتند از :
اما با برداشت های من سه جریان توانسته اند به نقد قوی و اساسی ادعاهای مدرنسیم غربی بپدازند :
روسنفکری دینی : روشنفکری دینی به صورت یک نیاز علم شد تا اینکه خود جوش و با انگیزه ی درونی در بین امم اسلامی رشد کند . روشنفکری دینی با دو کار اصلی تعریف می شود .
مسابل مطرح در این بستر فکری می توانند اینها باشند : مسئله ی زن – آزادی – حقوق بشر – سیاست – حکومت – تکنولوژی - بسط فرهنگ –– بسط دین و ... و اساسات این بستر فکری عبارتند از :
که تعریف و تبیین هر کدام و جوابگویی ، نیاز به زمان ها پژوهش دارد . منتها از باب طرح مسئله بنده ی حقیر بر خود لازم دانستم تا درج کنم !! روشنفکری در افغانستان مسئله ای است که هروقت به آن فکر می کنم چیزی مثل تاسف قرین به تمسخر وجودم را در بر میگیرد که به این مساله این مساله انشاالله در پست بعدی خواهم پرداخت . راستی یک خبر ! چنانچه رسانه های نوشتاری در افغانستان به ادامه ی کج روی های عامدانه ی خود در زمینه ی ترویج کج فهمی در دین مبین اسلام ادامه دهند ؛ در پی ایجاد یک روزنامه ای خواهم شد که همه هاج و واج بگویند واوووو کوشتی مار !!!! یاسر محسنی 13 حمل 87
|+ نویسنده یاسر محسنی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 11:44 بنیاد گرایی دینی در افغانستان
فکر نمیکنم دیر بروز شده باشم . چون نشرات تلوزیون مان قرار است به زودی کشوری شود ، مشغولیت هایم زیاد تر شد ه ... اما بنیاد گرایی دینی افغانی : در خبر است که کشور ایران تا حال دو گونه تحول فرهنگی فجیع با گستره ی تاثیر گذاری بر سایر حوزه ها شاهد بود ه : یک : ورود اسلام دو : ورود مدرنیته من در مورد ورود اسلام به افغانستان الان چیزی نمی نوسیم اما می توانم جدی ترین تحول فرهنگی در افغانستان ورود جامعه ی جهانی به این مرزو بوم بدانم که با یک دید گذرا از بدو شکست طالبان به این سو به آسانی لمس قابل لمس است . به طور کلی دو شاخصه ی اصلی این دوره عبارتند از : 1- نوسازی ( شکل گیری نهاد های دموکراتیک و رسمی جامعه ی افغانی ) 2- نوگرایی ( فعالیت های صورت گرفته با هدف رسیدن به مدرنیسم غربی ) متناسب با جامعه ی دین مدار افغانی رسیدن همگانی به مطلوب الهی ، پدیده ی نوگرایی مردود است و از طرفی نوسازی لازم است اما کافی نیست . طوری که گفتم برای رسیدن به مطلوب و تحقق اهداف آیین الهی و پاسخگویی به نیاز های همه ی ساحت های زندگی شهروندان ، نیاز مبرمی به یک برنامه ی گسترده ی دین پژوهی داریم تحت نام نواندیشی دینی که می توان گفت به فعالیت های زیر خلاصه کرد : 1- بازنگری به ارزش های پیشین 2- خلق ارزش های راهبردی نوین با استنباط از منابع دینی 3- فیلتر کردن تئوری های نهادهای شکل گرفته در جامعه ی افغانی برای روشن شدن نواندیشی دینی لازم می بینم تا انواع فعالیت های اندیشه ای در حوزه ی دینی را بازگو کنم : 1- سنت اندیشی 2- نواندیشی 3- بنیاد گرایی در افغانستان فعلی از انجایی که فقط عالم دینی داریم و روشنفکری دینی نداریم با معظله ی شیوه ی بنیاد گرایی در دریافت مفاهیم دینی ، تبیین و تحلیل آنها مواجهیم . با تعریف موضوعی مشخصات این گونه فعالیت فکری خواهیم دید که با شرایط موجود و چالش ها و دغدغه ها ی حاکم بر جامعه مانند گذار فرهنگی – مساله ی زن – آزادی – حقوق بشر و ... کار به جایی نخواهیم برد : 1- فاقد درک فضای فرهنگی امروز 2- در اولویت نبودن نیاز های جامعه ی امروزی 3- ستیز با دستاورد های مدرنیته 4- جبهه گیری اساسی با مدرنیزاسیون ( نوسازی جامعه ) 5- توهین به نگرش های انتقادی در باب علم و تجربه و بحث های جدید دینی شاید مساله ی روشنفکری در افغانستان پدیده ای جدید نیست اما روشنفکری دینی به قطع می توانم بگویم جدید است که باید تعریف شده ، شکل بگیرد و فعال شود . جامعه ی دین مدار فعلی افغانی با حفظ پویایی خویش باید تحولات را مهار کرده و جهت بدهد طوری که تحول اخیر فرهنگی و نوسازی دوره ی اخیر را یک بحران می دانم تا تحول . البته باید دانست که روشن کردن موضوع روشنفکری دینی به یک نوشته ، مقاله و دوتا و .. نمی شود و طوری که گفتم نیاز به یک پروژه ی دین پژوهی داریم که با اهداف زیر مسلمن کار سخت و دشوار خواهد بود : برنامه ریزی فرهنگی تشکیل تئوری نهاد های دموکراتیک تعیین استراتیژی ها تعیین وسیله ها جامعه ی مدنی معرفت شناسی نوین دانشگاه و ... با ابزار عقل ، نگرش های انتقادی و کلام جدید اسلامی . یاسر محسنی 8 حمل 87
نوشته ی بعدی : مباحث روشنفکری دینی
|+ نویسنده یاسر محسنی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 12:32 |
|

