تبليغاتX
،
 حکومت دینی

 

 

سرزمينتان به آب نزديك است و از آسمان دور. مردمى سبك عقل هستيد و بردباريتان سفيهانه . آماج هر تير بلاييد و طعمه ی هر خورنده و شكار هر كس كه بر شما تاخت آورد - علی بن ابی طالب

 

 

  • حکومت دینی برای جامعه ی دینی است و جوهره ی الهی دارد .لازمه ی اجرای احکام و مقررات الهی حکومت دینی است و و در سطح بالا حاکمیت دینی .

 

ویژگی های حکومت دینی عبارتند از :

 

توحید محور

حاکمیت ها در چارچوب حاکمیت الهی است و حکومت دینی برای نفی سایر حکومت ها بر مسلمانان می باشد چون این حکومت نوعن آزادی گرا و آزادی بخش است در چار ساحت فردی – اجتماعی – معنوی –مادی

 

مردم محور

اصول و مقررات الهی برای مهار مردم و جهت دهی انها به سوی کمال است و حکومت برای سامان بخشی و سازماندهی مردم است .

 

شریعت محور

حکومت اسلامی است یعنی نه استبدادی است نه دموکرات نه تئوکرات . حکومت دینی قانونمند است با لپ شریعت مداری .  یعنی قوانین از شریعت الهی  بیرون می آید توسط دانشمندان و فقهای دسته اول اسلامی برای جامعه ی اسلامی و متناسب با زمان و جایگاه مردم .

 

 

  • اهداف حکومت دینی

ارتباط خلق با خالق

ایجاد زمینه ی مناسب و بستر سالم در عرصه ی اجتماعی برای پرستش مدبر جهان و وصول به او .

 

ارتباط خلق با خلق 

با اقامه ی عدالت و تامین امنیت و رفاه اقتصادی و مدنیت دینی جامعه ، مردم در همه ی عرصه ها به همگرایی بگرایند .

 

حکومت دینی ؛ تامین عدل و قسط و امنتیت و رفاه در اولویت کاری اوست و بستری برای برای رشد مسلمان مومن ( توحید نظری ) فراهم میکند تا در سطح کلانتر با تربیت اعضا ، یک مجموعه ی سالم الهی مدار ایجاد کرده باشد ( توحید عملی )

 

  • سه قوه ی حکومت را اینطور می توان تبیین کرد  :

 

قوه ی مقننه

 قانون گذاران با آشنایی از دین و احکام ثایت و متغیر ؛ دانایی از منابع دینی و علوم و مسایل سیاسی – اجتماعی و فناوری فرهنگی و  روش های رایج      دست به قانون گذاری و تعدیل و حذف ... می زنند .

 

قوه ی مجریه

 کارگزاران افرادی با سابقه ی روشن و باسواد و مومن و متدین اند .

 

قوه ی قضائیه

برپایی عدالت اجتماعی و نظارت و کنترل بر همه ی منابع به صورت بارز تر از سایر نهاد ها .

 

  • جمهوری اسلامی افغانستان
    1. توحید محور است فقط در کاغذ قانون اساسی
    2. شریعت محور است از نوع سنتی
    3. مردم محور است نه بشکل بنیادی بلکه نمایشی و روبنایی .

 

حاشیه

فرهنگ افغانی این دهه   را می توان از سه زاویه به بررسی گرفت :

 

  1. پلورالیزم فرهنگی
  2. آنارشی فرهنگی و فرهنگ آنارشی
  3. فرهنگ پست مدرنیستی  !

 

 

|+ نویسنده یاسر محسنی در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 11:50