|
خمینی ای امام
برهان الدين ربانى از رهبران مجاهدين افغانستان: همان گونه كه در صدر اسلام حضرت محمد (ص) بشارت پيروزى مسلمان بر قدرتهاى بزرگ آن زمان را مىدادند و كسى باور نمىكرد، حضرت امام خمينى نيز با يارانى اندك قيام اسلامى را آغاز كردند و در مقابل ابرقدرتهاى غرب و شرق پيروز شدند. ادامه مطلب |+ نویسنده یاسر محسنی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 12:48 آدونیس
نه کفر قبول کنم نه اسلام ایمان منی دگر چه خواهی ؟ سلام ! هممممم {از ته دل} 1 این روز ها ساعت های ده - یازده از خواب بیدار میشوم بعد بلافاصله یگ رپ از فیفتی سنت یا ویلسون یا ابلیس و .. گوش می دم . بعد به صد ناز میرم دوش اخذ میکنم !! با شامپوی پنتن و صابون دیتول . حوله ام همیشه چون از دیروز مانده ، نیمه خیس اس . بعد لباس می پوشم و پس از دقیقه ها سرو کله زدن با خود م میروم پیش مادرم پولی از ایشان می گیرم چیزی می نوشم و میروم سر کارم حدودن ساعتای دوازده سر کارم ! 2 در تلوزیون کمی با بچه ها استم میام نوشته هایم را در باب مقدمه گذاری ترجمه ی شعر این صد ساله ی عربی بازخوانی میکنم از جهان خبری میگیرم به دوست هایم زنگ میزنم یا آنها به من خب الا ای حالن تا عصر در این وادی می مانم مجله ی بازتاب اندیشه در مطبوعات ایران را قرائت میکنم به اندوخته هایم افزوده می گردد چون مدیر روابط عمومی استم کارم درست است .کارت دعوتی زیاد می آید اگر جایی خوب بود و حایز اهمیت ، میروم در غیر این صورت کارت را زندانی میکنم . اهمیت یگ مهمانی به دو مسئله است یگ : موضوع و مهمان ها تخصصی باشه . دوم : پلو گوشت داشته باشه !! 3 ساعتای شش یا هفت خانه می روم . باید از هشت تا یازده پی ام کتاب بخوانم و دروسم را . رمان جدید مارکز تازه در قالب پی دی اف به دستم رسید که اگر شد بخوانمش . دروازه ی اتاقم را می بندم و همه ی پرده ها را می اندازم و حایلی بین خودم و آنها می آورم و بعد پنکه را روشن می کنم و دودی مشک و عنبر را نیز آتش کرده و در بلندای اتاقم نصب تا دودش مرا همچنان به خودم آورد . شام باید غذای خوشمزه و شور و چرب باشه با نوشابه مثل پلو لوبیا و کراهی پشاوری قهوه ام باید ساعتای یازده آماده گردد موسیقای ونجلس را به پخش می آورم تا پخشم کند و می کند . خب بعد با کسی که باید تلفنی صحبت کنم میکنم و بعد اس ام اس ها شروع میشه تا شارژ موبایلم تمام یابد . پس از اینهمه می روم بخوایم و می خوابم . 4 در خواب : چیزی نمی بینم همه جا تاریک است همه جا کسی نیست همه چیز رفتنی است می غلطم و با همه ی تکانه هایم چیزی نمی شود در خواب نمی خندم حرف نمی زنم آرام آرام طرف راست افتاده ام مانند اصحاب یمین ثله من الاولین و قلیل من الاخرین ! 5 روز ها با بی آغاز می شود و شب ها بی با هم ها کاربران جدید چقدر باید بدانند که فلش وار پرواز نکنند ؟ 6 دو چیز بی نهایت است. کهکشان ها و حماقت بشر، که در اوّلی شک دارم !!! آلبرت اینشتاین دراین پست شعر عربی از آدونیس گذاشته بودم که کسی نفهمید ! |+ نویسنده یاسر محسنی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:43 |
|

