تبليغاتX
،
 رسالت رسانه در افغانستان

 

رسالت رسانه

یاسر محسنی

 

رسانه رکن چهارم دموکراسی است  گرچه این پدیده در جامعه ی افغانستانی صوری و نمادین بوده؛ ولی خب در حوزه ی فرهنگ نمی توان ایفای نقش آنرا نادیده و محدود انگاشت و تا حالا هم شاهد تاثیرات مثبت و منفی آن بوده ایم .

رسانه با هدف انتقال پیام تعریف می شود و تئوری هایی که در این وادی ارایه میگردد  در کیفیت و کمیت و شکل و محدوده ی این مقوله ؛ یعنی " پیام " است . امروزه در حوزه ی رسانه بیشتر به بعد مطبوعاتی آن ، با مبحث علمی جدید یعنی "مدیریت رسانه "  دقت می شود  اما در این نوشته تاکید بر تعریف ، هدف و در کل رسالت رسانه های دیداری می باشد . دلیل این که به جای مسئولیت رسانه از رسالت رسانه یاد می کنم این است که در بحث مسئولیت  "نتیجه " کمتر مد نظر سیاست گذاران می باشد و از نگاه علم سازمانی مقوله ای درونی است و متوجه کارگزاران می باشد  اما رسالت ، بیشتر از هر چیز بار ارزشی دارد و به نوعی ، مسئولیت را در دل خود جای داده و از همه مهم تر نتیجه گرا می باشد بنابراین در این زمینه یعنی مقوله ی رسالت شاهد تاثیرات و انگیزه های بیرونی هستیم تا اینکه در گیر انفعالات درونی یک مجموعه باشیم .

 

در بین همه ی تعاریف که رسانه را به وسیله و ابزار نسبت می دهند به یک تعریف دقیق و واقع بینانه از دکتر عطاء الله ابطحی  در این باب اکتفا می کنم که " رسانه ، موجود زنده ای است که  پیام را از یک پیام ساز به یک پیام گیر ( مخاطب ) منتقل می کند ." رسالت ، نیز به وظیفه ، مسیر و شیوه ی اجرایی اطلاق می گردد که بتواند تاثیر مطلوب را بر مجموعه ی مورد نظر بگذارد .

 

جامعه ی افغانستان ، جامعه ای سنتی ، کم سواد ، قوم گرا و جنگ زده است . با توجه به رشد تساعدی صنعت و اقتصاد کشورهای همسایه و منطقه ، بر پایه های آگاهی و توسعه ی فرهنگی ، افغانستان با داشته های فعلی ملزم به عزم کردن جزم و مدیریت پتانسیل های خود در  همه ی زمینه ها می باشد تا بتواند با گزینه کردن الگوهای مناسب توسعه از کشور های اسلامی و ایجاد اتاق های اندیشه و همچنین با به کار گیری از   منابع مورد استفاده ی موسسات جامعه ی جهانی عضو خانواده ی کشورهای اسلامی در حال پیشرفت قرار گیرد .

 

با توجه به ساختار اجتماعی نابسامان و فرهنگ نا کارامد افغانستان از یک طرف و جامعه ی سرگردان و کودک افغانی از طرف دیگر تنها گونه ی رسانه ی ایده آل برای رسیدن به مطلوب یعنی ملت آگاه ، اسلامی و متحد ، رسانه ی ملی است . که بتواند در راستای هدف یاد شده در دو حوزه ی اطلاع رسانی و فرهنگ سازی برنامه ریزی کند . طی یک برنامه ریزی فرهنگی طولانی مدت با مشخص نمودن سیاست فرهنگی ، جامعه ی افغانستان بالفعل و راحت آمادگی آنرا دارد که در مسیر درست خودش قرار گیرد و بتواند راه های رسیدن به جامعه ی آگاه را طی کند و به شعور اجتماعی لازم دست یابد . این موضوع را با جسارت کامل یاد کردم چون تجربه ی پنج ساله ی رسانه های دیداری در جامعه ی افغانی به اندازه ی کافی روشن است .

 

اما با توجه به سیستم رسانه های فعلی (   رسانه های خصوصی ) تنها راهی  که می توان در دو  مسیر ملت سازی و فرهنگ سازی قرار گرفت همگرایی تمام رسانه ها با تعریف اهداف بلند مدت فرهنگی و اجتماعی می باشد . همگرایی رسانه های خصوصی جهت تامین نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه  با درج نکاتی  در استراتیژی های طولانی مدت  آنها ( رسانه های خصوصی )  البته با مشاوره و نظارت نهاد های ذی نفوذ از جمله  مجریه و مقننه می تواند تحقق پیدا کند که با رعایت آن نکات مشترک ، رسانه ها " پیام  یکسانی "  را با قالب های متکثر به مخاطب ( جامعه ) منتقل میکنند حتا در مواقعی نیز شرایط جامعه شاید طوری اقتضا کند که قالب و شیوه ی انتقال پیام نیز یکسان باشد که درآن صورت با داشتن پوشش گسترده دیگر مثل الان شاهد این نیستیم که مردم پیرو هر سوت باشند و به هر سازی برقصند !!!

 

رسانه ها برای جوامع خود کار می کنند و در سطح کلان دو  رسالت اصلی یعنی برگزاری هویت دینی و هویت ملی را بر عهده دارند که در هر دو مولفه می توان سه نکته ی ذیل را دستور کار قرار داد :

الف / اشاره به اصالت و ریشه ی صحیح آن

ب / بازسازی بدنه  ، که به مرور زمان دستخوش تغییرات روبنایی شده و گاهن زیر بنایی

ج  / بسط و پرورش مولفه های آن به منظور جوابگویی نیازهای روز

البته سه دستور کار بالا نیاز به برنامه های پژوهشی با نگاه نقادانه به دو نهاد دین  و فرهنگ طی یک فرایند انسانی و اسلامی به نام "  روشنفکری  " امکان پذیر است .

 

1.      تعریف ساختار اجتماعی فعلی و برنامه ریزی برای ساختار مناسب مردم سالارانه

2.      تبیین جایگاه فعلی فرهنگ و بازسازی و حذف مولفه های ناکارامد

3.      ارایه ی راهکار هایی برای توسعه ی فرهنگی به هدف انکشاف اقتصادی

4.      بازنمایی جریانات سیاسی با دید نقادانه به جریان و کارگزاران

5.      تبیین و نمایش فرهنگ اقتصادی

6.      نمایش نقش حیاتی آموزش و پرورش یه عنوان محور توسعه و خود کفایی  جامعه

 

 

برای ایفای این دو رسالت توسط رسانه ، در قدم اول خود رسانه  باید به جهان بینی و ایدولوژی اسلامی باور داشته باشد و پیشینه ، فرهنگ ،  جغرافیا و مردم جامعه را پذیرفته باشد و در قدم دوم  رسانه ملزم است تا به فهم صحیح از آموزه های دینی و اجتماعی برسد و درک کند . حقیقتاً فهم و درک و انتقال آموزه ها و مفاهیم در قالب برنامه های دیداری ، نیازمند تعهد انسانی و اسلامی است . ایجاد این انگیزه که مردم از پیشینه ی مشترک و آینده ی مشترک برخوردارند ( هویت ملی )  و شریعت اسلامی جوابگوی نیاز های جامعه است ( هویت دینی ) ، و همه ی ملت به محور یک تاریخ و یک برنامه ی الهی ، زندگی به سر می کنند .

چنانچه کار رسانه در حوزه ی اطلاع رسانی و فرهنگ سازی با دو سرمشق دین و فرهنگ تعریف شود می توان به صورت گذرا از زیر رده های ذیل یاد کرد : 

 

1.      تبیین فرهنگ اصیل افغانی با برنامه ی جامع انسان ساز الهی

2.      پردازش الگو های عالی اخلاقی و علمی و عرفانی تاریخ افغانستان

3.      تعریف موسیقی ، ادبیات و هنر کلاسیک -  اصیل و مدرن افغانی و پرورش آنها و ایجاد بستر آشنایی

4.      تصویری سازی تاریخ افغانستان و برجسته سازی شخصیت ها و شاخصه های رفتاری آنان

5.      تصویری سازی زندگی روزمره ی مردم جامعه با هدف حذف معضلات و تبیین روش های نوین زندگی

6.      تصویری سازی جامعه ی ایده آل اسلامی

7.      آموزش فرهنگ شهر نشینی

8.      آموزش و قاعده مند سازی  روستاییان به هدف توسعه ی فرهنگی

9.      نهادینه کردن فرهنگ تساهل و توکل و احترام متقابل در بین شهروندان

10. تصویری سازی وحدت و همگرایی و همزاد پنداری مردم جامعه در انجمن و گردهم آیی های عظیم  دینی و اجتماعی

11. تقویت روحیه ی وطن دوستی

12. آموزه سازی اعتقادات صحیح مردمی

13. تقویت کیان جامعه ( خانواده )

14. ...

 

البته  کارکرد ها و کاربرد های رسانه ی دینی مانند سایر رسانه هاست مگر اینکه در رسانه ی نوع اول روحیات دینی و شریعت اسلامی و حالت وحیانی حاکم است . ممکن است که در رسانه ی دینی با تجربه ی کمی که توسط چند تلویزیون در این اواخر نشان داده شد ، اهداف حالت آرمان گرایانه داشته باشند اما چون برای جامعه ی افغانی است باید روانشناسی مردم افغانی و شرایط فعلی مراعات شود که از آن در زبان رسانه ای ، به جلوه های تصویری و آوایی  یاد می گردد که مزاج و ذائقه ی طیف های مختلف مردمی در برنامه های گوناگون مد نظر گرفته می شود که در  این صورت برنامه ها از حالت تئوری و کارشناسی و کتابی بیرون آمده ؛ گویا از زبان مردم برای مردم خواهد بود . به یاد دارم که یکی از استاد هایم گفت که  " .. باید رسانه جلوتر از مردم باشه نه بلند تر از مردم "

 

 

 

|+ نویسنده یاسر محسنی در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 17:10